دِعْبِل خُزاعِیّ(ره) در مرو، خدمت امام رضا(ع) رسید و عرض کرد: قصیدهای سروده و سوگند یاد کردهام که آن را پیش از شما برای کسی نخوانم. آنگاه شروع کرد تا به این بیت رسید:
و قَبرٌ بِبغدادَ لِنَفْسٍ زَكيّةٍ تَضَمَّنَها الرّحمنُ في الْغُرُفاتِ
و قبرى در بغداد است برای آنِ نفس پاک [یعنی: امام کاظم(ع)] كه خداى رحمان آن را در غرفههاى بهشت جاى داده است.
امام رضا(ع) از او پرسید: میخواهی دو بیت به قصیدهات بیفزایم تا کامل شود. دعبل گفت: بله و امام افزود:
و قَبرٌ بِطُوسٍ يا لَها مِن مُصيبةٍ تَوَقَّدُ فی الأحشاءِ بِالحُرُقاتِ
و قبرى ديگر در طوس است. وا مصيبتا بر آن قبر كه مصيبت آن بر دلها و جگرها آتش میزند.
دعبل گفت: يا ابن رسول اللَّه! این قبر، متعلّق به كيست؟ فرمود: قبر من است ؛ «قَبْرِي».
سپس فرمود: روزگارى نمیگذرد كه طوس محل رفت و آمد شيعيان و زائران من میشود. آگاه باش! هر كس مرا در زمان غربتم در طوس زيارت كند او روز قیامت با من در درجۀ من خواهد بود در حالى كه خداوند او را آمرزيده است.
منبع: عیون أخبار الرضا(ع)، ج2، ص263