جستجو

حضرت معصومه (ع)

نام حضرت معصومه عليها السالم »فاطمه كبرى« بود؛ زيرا حضرت كاظم عليه السالم سه دختر به نام فاطمه 

داشتند و حضرت معصومه عليها السالم بزرگتر از آنها بود. مادر آن حضرت بانوى بزرگوارى به نام »نجمه« خاتون 

بود. لقب »معصومه« را امام رضا عليهما السالم بر ايشان نهاد.

در شرافت نسب حضرت معصومه عليها السالم همين بس كه ايشان دختر امام، خواهر امام و عمه امام هستند و 

همگى اين ائمه به عالوه امام باقر و امام صادق عليهما السالم در جاللت شأن ايشان، روايت دارند. آن حضرت از

معدود امامزادگانى است كه پنج معصوم در عظمت شأن او سخن گفتهاند.

درست است كه روايات متعدّد و فراوانى در شأن شهر قم و اهالى آن وارد شده. ولى به طور مسلّم اهميت و مقام 

حضرت معصومه عليها السالم به اين جهت نيست كه در قم مدفون گرديدهاند؛ بلكه در ميان فضائلى كه قم داشت 

مهمترين فضيلت اين است كه حضرت معصومه عليها السالم را در خود جاى داد.

با توجه به اينكه حضرت معصومه عليها السالم در سال 201 ه. ق رحلت كردند عمر شريف حضرت حدود 28

سال بود.

در ميان حدود 37 فرزند حضرت كاظم عليه السالم فقط امام رضا عليه السالم و حضرت معصومه عليها السالم از 

يك مادر، آن هم بانوى بزرگوارى چون نجمه خاتون متولد شدند.

امام رضا عليه السالم 25 سال بزرگتر از حضرت معصومه عليها السالم بودند؛ زيرا آن حضرت در سال 148 ه. ق 

به دنيا آمدند و حضرت معصومه عليها السالم در سال 173 ه. ق.

حضرت معصومه عليها السالم 21 سال تحت سرپرستى امام رضا عليه السالم بودند؛ زيرا امام كاظم عليه السالم 

در سال 179 ه. ق به دستور هارون زندانى گشت و حضرت معصومه عليها السالم در آن زمان 6 ساله بودند و تا 

زمان هجرت امام رضا عليه السالم- سال 200 ه. ق- تحت كفالت حضرت بودند.

امام رضا عليه السالم دو سال بعد از حضرت معصومه عليها السالم شهيد شدند.

حضرت معصومه عليها السالم در مسير سفر از مدينه به خراسان در شهر ساوه بيمار شدند واز همراهان خويش 

تقاضا نمودند كه ايشان را به شهر قم ببرند.

سبب بيمارى آن حضرت طبق نقل برخى از مورّخان غم و اندوه فراوانى بود كه در اثر حمله دشمنان خاندان امامت 

به كاروان ايشان و شهادت برادران و مجروح ساختن جمع زيادى از همراهان بود. در اين حمله برادران حضرت كه 

پنج تن به نامهاى هارون، فضل، جعفر، قاسم و زيد بودند. همگى به شهادت رسيده و برادرزادگان و ساير ياران كه 

23 تن بودند همگى مجروح يا كشته شدند و حضرت معصومه با ديدن پيكرهاى پاره پاره و غرق به خون عزيزان 

خود در هالهاى از غم و اندوه فرو رفت و اين مسئله موجب بيمارى ايشان گشت.

طبق نقلى نيز بعد از آن حمله، دشمنان در غذاى حضرت سمّ ريختند و آن سمّ موجب بيمارى و مسموم شدن و 

در نهايت شهادت ايشان بعد از 17 روز گرديد.

پس از انتقال به قم و وفات حضرت معصومه عليها السالم پيكر مطهر ايشان را غسل داده، كفن كردند و به محل 

حرم فعلى آوردند تا به خاك بسپارند. زمينى كه هم اكنون مرقد مطهر حضرت معصومه عليها السالم و صحن و 

سراى آن حضرت در آن جاى دارد،در عصر ورود حضرت معصومه عليها السالم به قم به نام باغ بابالن خوانده 

مىشد كه از باغهاى موسىبن خزرج بود.

در آنجا اشعرىها سردابى حفر كردند؛ ولى نمىدانستند چه كسى بايد حضرت را در قبر بگذارد. ناگاه از جانب 

صحرا دو نفر سوار نقابدار پيدا شدند وقتى به نزديك رسيدند از مركب خود پياده شده و بر جنازه حضرت معصومه 

عليها السالم نماز خواندند، سپس داخل سرداب شده و جنازه را دفن كردند. آن گاه بيرون آمده و رفتند و كسى 

نفهميد آنها چه كسى بودند. اين قضيه داللت بر كرامت و شرافت آن حضرت دارد.